پیری

piri

مخور غصه که دنیا گذرونه
باید هر کسی آتیش بسوزونه
آدم وقتی که پیر شد دیگه رفته
به چنگ غم اسیر شد دیگه رفته
آدم وقتی با غم کشتی میگیره
اگه خورد و خمیر شد دیگه رفته
به پیری بگو پیری دست نگهدار که باهات بگو مگو دارم
حالا حالاها آرزو دارم حالا حالاها آرزو دارم
به پیری بگو پیری دست نگهدار که باهات بگو مگو دارم
حالا حالاها آرزو دارم حالا حالاها آرزو دارم
آدم وقتی که عاشق باشه پیر نیست
واسه عاشقی هیچ زمانی دیر نیست
اگه اسب زمان داره میتازه
دلم تو چنگ ماه و سال اسیر نیست
به پیری بگو پیری دست نگهدار که باهات بگو مگو دارم
حالا حالاها آرزو دارم حالا حالاها آرزو دارم
به پیری بگو پیری دست نگهدار که باهات بگو مگو دارم
حالا حالاها آرزو دارم حالا حالاها آرزو دارم
آدم وقتی که عاشق باشه پیر نیست
واسه عاشقی هیچ زمانی دیر نیست
اگه اسب زمان داره میتازه
دلم تو چنگ ماه و سال اسیر نیست
 

            عارف

 

  

نویسنده : داداش رضا ; ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٦